خط داستانی
همسر و مادر، که عاشق معلم محلی خود است، تپانچه شوهرش و یادداشتی برای "خلاص شدن از او" را در جیب کت معشوقش قرار میدهد. استاد به شوهر زنگ میزند تا با او ملاقات کند و در حال آماده شدن برای شلیک است که شوهر در یک آینه کوچک، این عمل را میبیند و به سمت معلم موسیقی میچرخد. در درگیری، استاد کشته میشود، اما قبل از مرگ، یادداشت همسرش را به شوهر میدهد. شوهر به خاطر قتل دستگیر میشود، اما به خاطر دختر کوچکشان، یادداشت را در یک کشوی مخفی میز خود پنهان میکند و در مورد ارتباط همسرش با قتل سکوت میکند. پانزده سال بعد او عفو میشود، اما همسرش او را از خانه قدیمی بیرون میکند. او یادداشت را میگیرد و وقتی آن را به همسرش نشان میدهد، او از او طلب بخشش میکند.