خط داستانی
دختر یک مرد ثروتمند تصور میکرد که عمیقاً عاشق راننده پدرش است و خواستار اجازه ازدواج با او شد. وقتی پدرش به طور صحیح و عصبانی این درخواست را رد کرد، خواستگارش او را تشویق کرد که با او فرار کند و او به طرز احمقانهای موافقت کرد. در مدت کوتاهی، عاشقانهاش به طور کامل از بین رفت.