تقاطع سرنوشت
Encrucijada
خوان، مردی فقیر که شدیداً به پول نیاز دارد، در تقاطع راهآهن بیرون میرود و سعی میکند شیطان را بخواند. او صبح در تقاطع بیدار میشود و ناامید است، وقتی شیطان میرسد — به نظر میرسد که او بالاخره از فراخوان آگاه شده است. شیطان موافقت میکند تا او را به جایی ببرد تا پول زیادی به دست آید، اما ایده شیطان درباره برآورده کردن آرزو ممکن است با آنچه خوان در ذهن داشت، کاملاً تفاوت داشته باشد.