خط داستانی
داستان حول دختری به نام جلیله میچرخد که با ناپدریاش زندگی میکند و او از او میخواهد که از مشتریان در بار دزدی کند. جلیله از خانه مادرش و شوهرش که با او بدرفتاری میکند فرار میکند. پس از فرار، او موفق میشود در املاک یک مرد ثروتمند (یوسف بی) کار پیدا کند که به او عاشق میشود، به همراه پسرش (حسن) که در رشته دامپزشکی کار میکند.