کنان واروان
Kannan Varuvaan
جاهطلبی کنان در زندگی این است که ساختمانی برای معبدی که توسط نیاکان رها شده است را به اتمام برساند. منابع مالی فراهم نیست. گوندمنایی به او اطمینان میدهد که با کمک کارفرمایش رویاهای کنان میتواند به واقعیت تبدیل شود. اما گوندمانى ناامید میشود وقتی کارفرما، نوه زن ثروتمند (مانوراما)، راگو (رانجیت) که متقلب و دلآگاه به پول است، میشود. در شعله خشم، گوندمنى او را به آب رود میپراند و فکر میکند که جنایت انجام داده است. به طور پیشبینیشده کنان وارد صحنه میشود به عنوان یک جعلکار. آنچه در ادامه میآید محور داستان است.