کارامیوذ
Karamyudh
گیتا به شوهرش بازرس پلیس، آشوی نی، که صادق و سختکوش است، افتخار می کند. اما این افتخار به زودی به اندوه بدل می شود چون او در مقابل درب خانه شان به ضرب گلوله میمیرد. گیتا فرزندشان ویژای را بزرگ می کند و او را به نیروهای پلیس شهر میسپارد. ویژای نیز صادق و سختکوش است و به رهبری رهبر حلقه به نام اسپایدر میپردازد و تحقیقاتش سرنخ هایی را به سوی دوستی بسیار نزدیک پدرش، سوهانلال پوری، میبرد که ثروتمند و تأثیرگذار است و می تواند برای حفظ موقعیت خود دوباره به هر کاری دست بزند.