تیسک جلانگکونگ
Tusuk Jelangkung
همه چیز از زمانی آغاز میشود که ریا دوست پسرش زکی را به بازی جلانگکونگ دعوت میکند. دوستش به او میگوید که این کار را انجام ندهد، اما کار از کار گذشته است و پیامدها آغاز میشود. رویا روحی آنها را آشفته میکند و ریا به دنبال راهی برای رهایی از آن میگردد. به نزد دروغنگر مشهور میروند و به آنها گفته میشود که تنها راه رهایی از روح این است که عروسک جلانگکونگی که یک سال قبل در Angker Batu کار گذاشته شده است را از پایین بکشند.