هزار ابر صلح آسمان را محاصره کرده است، عشق؛ وجود تو عشق هرگز پایان نخواهد یافت
A Thousand Clouds of Peace Fence the Sky, Love; Your Being Love Will Never End
جراردو، یک پسر 17 ساله، به تازگی رابطهاش با برونو را تمام کرده و شروع به پرسهزنی ناامیدانه در خیابانهای شهر میکند. در پرسهزنیاش، تصاویر او را عذاب میدهند: هر بدنی که میبیند او را به یاد معشوقش میاندازد. جراردو مصمم است آنچه از عشق در حال مرگش باقی مانده را حفظ کند. تنها تسکینی که دارد نامهای است که برونو با رئیسش برای او گذاشته است.