خط داستانی
یک دزد فقیر خواهرش را مأمور میکند تا یک حلقه دزدیده شده را به معشوقش برساند، اما او نمیدانست که پلیس در حال تعقیب اوست. او موفق میشود از دست پلیس فرار کند و مجبور میشود با مردی که به عنوان راننده قطار کار میکند، پنهان شود و در کنار دوستانش بماند. او تمام داستانش را برای آنها تعریف میکند و آنها با او همدردی میکنند و به راننده علاقهمند میشوند، اما او به او توجهی نمیکند. دختر به دنبال عمهاش میرود و متوجه میشود که او ثروتمند شده است.