دوستی کنجکاوی
Se mig nu
دو برادرزاده، ایبن و ساننه، دعوت میشوند تا تعطیلات تابستانی را با عمهشان بگذرانند که صاحب آبدرمانی فرسوده در شرق اروپا است. عمه زنِ عجیب و غریبی است که زندگیاش را با یادآوری از زمانی بسیار دور میگذراند؛ ایبن و ساننه عطش برای زندگی دارند. به زودی پس از ورود، فلیکس نوجوانی را کشف میکنند که در اردوگاه عمه در پارکی بزرگ و پرجور کمپ زده است. هر سه زن به فلیکس کشش پیدا میکنند.