خط داستانی
مرد خوبی که خانوادهاش را دوست دارد و خود را وقف مراقبت از آنها میکند. زنی او را متوقف میکند و او را به عشق خود میکشاند. این موضوع شرایط او را تغییر میدهد و او را از خانوادهاش منحرف میکند. او به کارش بیتوجه میشود و زندگیاش به هم میریزد. در نهایت، او این زن را که او را کشته و به او خیانت کرده، میکشد. سپس به سینا مهاجرت میکند و چند سالی را آنجا زندگی میکند. وقتی به خانوادهاش برمیگردد، متوجه میشود که بچهها بزرگ شده و ازدواج کردهاند.