خط داستانی
کمدی "پالایشگاه و بهشت وندلین" شامل تجربیات جالب خانواده زملیکا از پراگ است که همه در تلاشند تا برای دخترشان آمالکا یک همسر خوب پیدا کنند. آمالکا دختر زیبایی است و جای تعجب نیست که وندلین هرم به او علاقهمند میشود، پس از اینکه او و خانوادهاش را در یک گردش روز یکشنبه ملاقات میکند. در راه بازگشت، همه خیس میشوند و بنابراین وندلین به خانه زملیکا دعوت میشود تا خشک شود؛ او شام میخورد و از او خواسته میشود که شب را بماند. پدر و مادر برنامههایی برای به دام انداختن وندلین خجالتی میچینند تا بتوانند دخترشان را شوهر دهند.