چطور خرگوش راه میرود
Wie der Hase läuft
هرگاه پاستور پیپنبرینگبک «خرگُفِ deputies rabbit» را به دست آورد، در پمپلهاوزن غوغا به پا میشود. برای هر بار آویختن خرگوفِ پارسونج روی شیروانی خانهٔ کشیش، هر مرد دهکده انگیزهٔ ربودن آن را در سر دارد. به همین دلیل، نگهبان میدانی فوخل تکتیراندازیاش را برای نگهبانی از آن با تفنگش به کار گرفته است. خرگوبِ گاوِ سالها Gustav دوباره امسال ربوده خواهد شد؛ اما ماریان، دختر زیباروی پیرِ شهر، مصمم است از این سرنوشت رهاییاش دهد و مهمان تعطیلات، هنرمندِ Kasimir Haase، را متقاعد میکند تا خرگوف را پایین بکشد. و اتفاقاً خانهٔ کشیش از چندین طرف هدف حمله قرار میگیرد. فردای آن روز خرگوف هنوز روی شیروانی است… اما کبود/پر حلال شده است. طوفان آغاز میشود؛ خرگوفِ اصلی چه کسی است؟