خط داستانی
پس از یک سری رویدادها، جورج هاوزر، مردی از طبقه متوسط، با دنیایی که خود در آن به خوبی کار میکرد، در تضاد است. او میخواهد خارج شود. او میخواهد زندگی کند. در لحظهای از وضوح خود، ماشینش را خراب میکند، اما هر کسی که اموال خود را تخریب کند، دشمن دولت است.