خط داستانی
توشیهیکو پسری دبیرستانی از پدرش کوزو متنفر است و می خواهد او را بکشد مادرش از او وحشت داشت و در نهایت روحش شکسته شد او با آساگو که جوان و زیبا است ازدواج می کند ایده ای در ذهن توشیهیکو شکل می گیرد تا با استفاده از آساگو به پدرش برای اذیت مادرش پاداشی بدهد او در میانه می ماند که آیا می تواند این کار را انجام دهد