خط داستانی
فِرمین، پزشک باسکی، به جزیرهٔ لانزارات میآید و دختری زیبا به نام ماراریا را میبیند که در سکوت عاشق میشود. روزی مرد انگلیسی خوشچهرهای به نام بلتران ظاهر میشود و عشق ماراریا را برمیانگیزد و خشم فِرمین را برمیانگیزد، به شکلی که عشق آنان را به بیراهه میبرد و باعث ویرانی هر دو میشود و او را به نوعی شخص دیگر تبدیل میکند که برای عشق میکشد.