فانی و الویس
Fanny & Elvis
نویسنده ای در یورکشایر می فهمد که ساعت بیولوژیکش به دقیقه می رسد همان روزی که شوهرش او را ترک می کند. برای غلبه بر بحران مالی این اتفاق او را به پذیرش دَص در می آورد که داو را می پذیرد. دا homeless است زیرا شوهر فانی با زن خود زندگی می کند. این موجب می شود مشکل بارداری سریع چیره شود و چگونه بچه ای را به سرعت به دنیا بیاورد. قطعاً نه با دا که هر روز بیشتر جذاب می شود. حتی نام بچه را هم نمی توانند به توافق برسند - او فانی را مسخره می داند و او الویس را غیرقابل تصور می یابد.