خط داستانی
در تایوان امروزی، عَمینگ بومی به خودکشی دست میزند. زمانی که زندگیاش با نجات یک معدنچی پیر از مرگ نجات مییابد، عَمینگ به سفری برای بازگشت به خاستگاهش کشانده میشود. در عین حال، پسر معدنچی، آچاروان، فاحشهٔ فراری که از مناطق پایین بازگشته را پیدا میکند اما او تنها میخواهد خودش را در جامعهٔ رسمی ادغام کند، برخلاف نیتها و نیازهای اطرافیانش.