خط داستانی
تیلاک معلم مهربان جغرافیا است. مردم او را "فرشتهای در توبتیکا، کلاهی سنتی از آسیای مرکزی" مینامند، به خاطر شخصیت مهربان و دلسوزش و همچنین به این دلیل که هرگز از کلاهی سنتیاش جدا نمیشود. یک روز مادرش به آلماتی میآید تا از او دیدن کند. او تصمیم میگیرد که وقت آن رسیده که پسرش ازدواج کند و شروع به جستجوی عروس برای تیلاک میکند.