مردی که نفس خود را نگه داشت
The Man Who Held His Breath
اوکیوس کار را از خواهر دوست دخترش میخواهد که با او ازدواج کند اما او امتناع میکند. اوضاع بدتر است چون او مطمئن نیست که بخواهد رابطهشان را ادامه دهد. او با ناامیدی از پذیرش، تصمیم میگیرد راهی غیرمعمول برای حل مشکل را بیابد. پس از اینکه استخر محلیشان برای شب تعطیل میشود، او شیرجه میزند به دریاچه کف میزنند و نفس میکشد تا صبح. صبح که پیدا میشود، هنوز زنده است و تا زمانی که لولا را ببیند سطح بیرون نمیشود.