خط داستانی
ویدیا و راجا در فقر زندگی می کنند. از دلایل خاصی از هم جدا می شوند. ویدیا به عنوان خدمتکار در خانهٔ آندن کار می کند. راجا مجبور می شود برای گروهی محلی گدایی کند. در حالی که ویدیا به کارهای خانه می پردازد، آندان مستمند تلاش می کند او را مورد آزار قرار دهد. او فرار می کند اما بر اثر برخورد با اتومبیل سرعتی که توسط سونیل ورما رانده می شود، نابینایی می یابد. آندان مدعی است که می خواهد عذرخواهی کند. آیا او را می پذیرد؟ آیا ویدیا با برادرش دوباره دیدار می کند؟