پدر بچهگانه من
My Childish Father
مردی میانسال، معمار به حرفه، تصمیم میگیرد که از ازدواج فرار کند. او با یک زن جوان و جذاب که به او عشق میورزد، ازدواج میکند، اما این زن نمیتواند او را متوقف کند و به ویژه نمیتواند او را وادار به کار کند. اما یک جوان آمریکایی به پاریس میآید و فاش میکند که او پسر طبیعی معمار است. در ابتدا مرد و همسر جوانش reluctant هستند، اما به سرعت به وضعیت جدید عادت میکنند، تا اینکه پسر، که یک تاجر تمام عیار است، میخواهد ایدههایش درباره زندگی را با پدرش در میان بگذارد، که میتوان آن را در یک جمله خلاصه کرد: کار سخت، بدون وقت برای لذت. پدر به سرعت از این موضوع سر باز میزند و پسر ناچار میشود به زندگی شبانه ناپایدار معمار بپیوندد. در نهایت، پدر میتواند آرام بگیرد، در حالی که پسر، که طعم عشق را چشیده، خوش میگذرانند.