دیوانگی سنجاب
Squirrel Crazy
زمستان فرا میرسد و سنجاب ناتسی تأمین کافی از آجیل ندارد، اما او یک میز پر از آجیل را پیدا میکند که تنها توسط یک سگ کوچک محافظت میشود. ناتسی خیلی زود آجیلها را میدزدد. خدمتکار برمیگردد و میبیند که آجیلها رفتهاند و سگ کوچک را در سرما قفل میکند. ناتسی به او رحم میکند و او را دعوت میکند تا در خانه گرم و آجیلهایش شریک شود.