هانسل و گرتل
در این بازگویی از داستان فولکلور برادران گریم، هانسل و گرتل - که در اینجا به عنوان دو موش بچه به تصویر کشیده شدهاند - در جنگل گم میشوند ("مراقب کشور جادوگر باشید"، یک تابلو هشدار میدهد). در آنجا، آنها خانهای از نان زنجبیلی، آبنبات و کیکها میبینند. آنها تکههایی از خانه را میشکنند و شروع به خوردن آن میکنند. سپس با صاحب خانه، یک جادوگر پیر شرور که سوار جاروبرقی است، ملاقات میکنند. او دو بچه را اسیر کرده و آماده میشود تا آنها را بپزد. جادوگر گربههای بدش را به سمت موش قدرتمند میفرستد وقتی او برای نجات میپرد. او با آنها مقابله میکند و سپس با جادوگر روبرو میشود وقتی که او به یک کرکس غولپیکر تبدیل میشود! موش قدرتمند جادوگر را به درون دیگ شیطانیاش میزند و او را به عقب میزند! جادوگر شرور کوچک شده و به یک چهارم اندازهاش برمیگردد و قهرمان ما هانسل و گرتل را به والدینشان برمیگرداند. موش قدرتمند به پدر هانسل و گرتل یک تبر جادویی میدهد که تمام درختانش را قطع میکند. این دستگاه جادویی به پایان مشکلات مالی خانواده کمک میکند.