خط داستانی
بچه هوی در رویای تبدیل شدن به یک پیشاهنگ کوب است، اما گروهی که در یک سفر کمپینگ هستند او را خیلی بزرگ و احمق میدانند که به جمع بپیوندد. وقتی یک گرگ ظاهر میشود، همه جوجهاردکها فرار میکنند اما هوی او را به عنوان سرپرست پیشاهنگی اشتباه میگیرد و از او کمک میخواهد. گرگ چندین وظیفه به او میدهد که همه به گونهای طراحی شدهاند که هوی به میز شام گرگ برود، اما هوی احمق اوضاع را تغییر میدهد و گرگ بیخطر میشود. پیشاهنگان هوی را به عنوان عضو افتخاری میپذیرند و گرگ زخمی به عنوان پرچم گروه استفاده میشود.