هربستسایت
Herbstzeit
صراف بازنشسته بخشداری که پس از فوت همسرش تنها شده است و در آرزوی زندگی با پسرش و خانوادهاش در خانهای که او میسازد می باشد پسر نمیخواهد رویاهای پدر را خراب کند و حقیقتی پنهان میکند که خانواده در آینده نه چندان دور پول کافی برای ساخت خانه نخواهد داشت هنگامی که پدر این مسئله را میفهمد به صندوق نقد شرکت سابق خود برای دست یابی به پول پناه میبرد