خط داستانی
مگی به هنگ کنگ باز میگردد و مادربزرگش را به ونکوور میبرد تا برای همیشه با او باشد. او از این فرصت برای در کنار هم بودن با دوست پسرش مایکل، بهترین دوستان جکی و همسرش کارول استفاده میکند. با این وجود مایکل او را متقاعد میکند که زوج به ماکائو رفتهاند، اما به طور اتفاقی در خیابان همدیگر را میبینند. مگی با تعجب میبیند که جکی به طور شدید به ک cocaine معتاد شده است و عجیبتر اینکه مایکل خود فروشنده مواد مخدر است. جکی بدهی زیادی به گروههای تبهکار دارد و یکی از گانگسترها، چاوسونگ، مصمم است او را وادار به گوشهگیر کند.