عشق یا تقریباً
L'Amour ou presque
بدون هشدار، میلی به کشتی باری میپیوندد جایی که پدرش افسرده دریانوردی است. او به یاد میآورد که چگونه در دریفتها گیر افتاده بود و دوستش مکس که او را به ماجراهای دیوانهواری کشانده بود. او یاد آلیس و لک میافتد که تصمیم گرفته بود از آنها انتقام بگیرد. او آماده انفجار دگ shrugged— (توضیح به خاطر ترجمه دقیق در خلاصه حفظ شده است) به هر حال بمب دستِ پدر است. اما میلی تازه رسیده است.