درخت گلابی جادویی
The Magic Pear Tree
عاشق معروف ژان ناوارو به قلعه یک مارکیز میرسد. این یک خوشگذران مبتذل است که به تازگی با چانتل جوان ازدواج کرده است. در ناهار، مارکیز به خواب میرود و چانتل به باغ میرود و به ژان گلهای رز، اصطبلها و خانه تابستانی را نشان میدهد و به زودی عشقش را به او اعتراف میکند. ژان از او میخواهد که سه چیز را به عنوان نشانهای از محبتش انجام دهد: پرهای دم پرنده مورد علاقه شوهرش، سبیل مارکیز و یکی از دندانهای او.