خط داستانی
وقتی جون باکرِید به آپارتمان لندن خود می رسد و اعلام می کند آنها مرا خواهند کشت، معشوق قدیمی اش و هم اتاقی عروسک دلیر آلیس با نام کودکِ بچه که به دلیل رخدادها تغییر می کند جایی برای تغییر می بیند جون از شخصیتش به نام خواهری جورج که پرستار محبوبی است که در یک سریال روزانه حضور دارد یاد می کند مدیر بی بی سی که تصمیم به کشتن خواهری جورج را می گیرد هرگز از شکارچی بودن دست برنمی دارد و به دنبال آنچه می خواهد می رود