حماسه تانگاشیما
مدتها پیش از «شوگون»، در حالی که قبایل جنگجو برای قدرت در سراسر ژاپن میجنگیدند، یک کشتی پرتغالی در نزدیکی تانگاشیما به گل نشسته بود. لرد توکیتاکا به کاپیتان پینتو کمک کرد تا کشتیاش را تعمیر کند. کاپیتان قدردان، به لرد هدیهای ارائه داد—یک تفنگ فشنگی—اولین سلاحی که در ژاپن دیده شده بود. اما مانند سنگ بزرگی که به آبهای آرام پرتاب میشود، این هدیه ساده انقلابی را آغاز خواهد کرد. توکیتاکا از کینبی، بهترین سازنده شمشیرش، میخواهد که این تفنگ را کپی کند و سلاحهایی برای ژاپن بسازد. در حالی که کینبی در تلاش است تا اولین تفنگ ژاپن را بسازد، عشق بزرگی بین کاپیتان پینتو و دختر کینبی، واکاسا، شکوفا میشود. اما برای کینبی، اجازه دادن به واکاسا برای ازدواج با پینتو و رفتن به پرتغال غیرقابل تصور است. و در حالی که کینبی اولین کارخانه تفنگسازی ژاپن را ایجاد میکند، لرد اودا نوبوناگا از سلاحهای آتشین به عنوان کلیدی برای تسلط بر دیگر قبایل استفاده خواهد کرد و مسیری خونین و ویرانگر در ژاپن ایجاد میکند.