خط داستانی
کنت اتریشی وارتنبرگ از زمان مرگ همسرش به یک گوشهنشین بدخلق در مزرعه اسب تبدیل شده است. این تابستان، معشوقه قدیمیاش سوزان وایدن به امید یک ازدواج 'چاق' و ارث به دیدنش میآید. اما دخترش هانا برنامههای دیگری با معشوق مخفیاش میکائیل، معلم گروه آواز وین، دارد که تعطیلات کوهستانیشان را در روستا سپری خواهند کرد. در میان آنها، میکائیل 'میکل'، پسر دختر بزرگتر و جداشده کنت، ماریا است. برنامه این است که پدربزرگ و ناپاک را قبل از فاش شدن پیوندهای خونیشان ملاقات و به هم نزدیک کنند. یک سگ ولگرد بهطور تصادفی و ژنهای سوارکاری کمک میکنند.