میریام
Miriam
پس از مرگ عمهاش، میریام جوان با خانواده آلنس مشغول به کار میشود. آنها پسری به نام هانس دارند. میریام و هانس عاشق هم میشوند. اما مادر هانس حسود است و مخالفت میکند.