خط داستانی
فان فانگ جوانی دهاتی زیبا است که به ارتش میپیوندد تا از ازدواج فرار کند چون دختر یک رومرای قزاق گمان می کرد او شاهانه با دختر پادگان ازدواج می کند اما آن دختر در واقع ادلین است، دختر افسر جذب کننده. هنگامی که او نقشه را می فهمد تصمیم می گیرد به رویاهایش پایبند بماند و سرنوشت پیشگویی کاذب را برآورده سازد