خط داستانی
آندراش بکه، یک راننده تراکتور، به عنوان سرباز داوطلب ثبت نام میکند، اما نمیخواهد قوانین و مقررات ارتش را بپذیرد و میخواهد نشان دهد که او نیز یک فرد مستقل است. در حین تمرینات نظامی، او به یک مأموریت اکتشافی میرود، از آب ممنوعه مینوشد و تخلفات دیگری مرتکب میشود. اما مجازاتهای آموزشی به او میآموزد که در ارتش، به جای قهرمان بودن، باید یاد بگیرد، سخت کار کند، از خود دفاع کند و همبستگی نشان دهد. بازآموزی او با کمک فرماندهان و همرزمانش انجام میشود، اما عشق نیز نقش مهمی ایفا میکند...