خط داستانی
در میان خانواده گرابر، شایعهای مانند آتش در حال گسترش است که خویشاوند ثروتمند آمریکاییشان، منیهرت گرابر، به همراه دخترش، ماری، به مجارستان سفر کرده است. برنامههای مختلفی برای بهرهبرداری از این خویشاوند ثروتمند طراحی میشود. جسورترین آنها طرح بالینت کلتای است که بهطور مستقیم به دنبال دست ماری است. با این حال، جوانان آنقدر به یکدیگر علاقهمند میشوند که بالینت حتی زمانی که گرابر "ثروتمند" به او اطلاع میدهد که ورشکسته است، در کنار ماری میماند. در این مرحله، تنها چیزی که باقی مانده این است که بالینت، که به عنوان یک مالک زمین خود را معرفی کرده، واقعاً قلعهای نجیب را به پدرزن آیندهاش ارائه دهد.