پرهای طاووس
Peacock Feathers
جری چاندلر به میمی لو بران زیبا علاقهمند میشود و او نیز به او علاقهمند است. او از او خواستگاری میکند اما میمی به دنبال پول و امنیت است که او نمیتواند فراهم کند، بنابراین با مرد ثروتمندی که دوستش ندارد نامزد میشود. وقتی عموی جری میمیرد و او را صاحب یک مزرعه و آنچه گفته میشود یک قلعه میکند، میمی نظرش تغییر میکند و این دو نفر فرار میکنند. اما ناامیدی زمانی به وجود میآید که آنها کلبهای را میبینند که به عنوان قلعه شناخته میشود، اما میمی وضعیت را میپذیرد تا اینکه مرد ثروتمند رد شده به صحنه میآید. درگیریها به وجود میآید تا اینکه یک حادثه برای جری پیش میآید و میمی احساسات واقعیاش را درک میکند.