کوپنهای طلاق
لِندا کותהِرن، دختری فقیر از یک شهر کوچک که به دنبال یک شوهر متمول است، در عروسی دوستی اش تدی بیودین با رولند بلَند که شخصی با شهرت چشمگیر منفی است، ملاقات میکند. اگر چه او را دوست ندارد، لِندا پیشنهاد ازدواج او را میپذیرد، معتقد است که نفقه در نهایت به او جبران خواهد کرد؛ اما پس از ماه عسلشان، وجود عشق و محبت مشترکشان را درک میکند. فونتین، همسر تِدی که بدهکار است، نامهای از لِندا را پیدا میکند که نیت واقعی او از ازدواج را نشان میدهد و آن را به رولند میفرستد، که سپس به همسرش دلیل طلاق میدهد اما تهدید میکند که افسر را میکُشد. وقتی فونتین کشته میشود، لِندا و رولند یکدیگر را مظنون میکنند، اما مشخص میشود ایستِر لینِ، که پیشتر عاشق رولند بود، قتل را مرتکب شده است تا به این وسیله خوشبختی خود را تضمین کند. ایستِر میمیرد و زوج به هم میپیوندند.