کشیش فریب خورده
The Deacon Outwitted
دختر کشیش، بتّی، عاشق هارولد پرایس است. کشیش میخواهد اسبی از پدر هری بخرد، اما چون آقای پرایس حاضر نیست آن را به قیمت دلخواه او بدهد، کشیش با پرایس دعوا میکند و به دخترش اجازه نمیدهد هری را ببیند. گروهی از نوازندگان که در راه نیویورک هستند، با هری و بتّی ملاقات میکنند. آنها به عنوان بازیگران خود را معرفی میکنند و به همراه دوستان جدیدشان به خانه کشیش میروند و به او میگویند که یک زوج فراری هستند که میخواهند ازدواج کنند. کشیش مراسم را برگزار میکند و بعد از مراسم متوجه میشود که در واقع در مراسم ازدواج دختر خودش شرکت کرده است. او در نهایت طنز موقعیت را درک میکند و روحیه خیرخواهانهاش با پدر هری که به او اسب مورد نظرش را هدیه میدهد، مشترک میشود.